تا الله داد فرصت عزم سفر كند بهار خوش شيراز تموز شد. روزهاي نخست ورود به منطقه ماماتين تا از كوههاي دلا، تاراز، منار و سپس ارتفاعات اطراف بگذرد بر الله داد بسيار سخت گذشت همچنان كه بادهاي گرم موسمي از تابستان سوزان ماماتين حكايت مي كرد علفزارها و سبزه هاي خودرو ارتفاعات به زردي مي گراييد و دسته هاي عشاير كوچ تابستاني خود را آغاز كرده بودند.
الله داد با پرسش از عشاير ميان راه به چادرهاي سفيد رنگ برافراشته شده بر دامنه يكي از بلندي هاي اطراف ماماتين رامهرمز هدايت شد. مردي به نام « سي مارك » درخواست الله داد را براي كار در گروه حفاري با حقوق روزانه 2 ريال پاسخ مثبت داد و الله داد خسته از پيمودن فرسنگ ها اما مجذوب از فضاي كار جديد پذيرفت.
نخستين روز كار الله داد در پشت ميز چوبي آموزشي براي آشنايي با ابزار و لوازم حفاري و وسايل فني مانند آچار و لوله گير و تيغ برش گذشت واين البته يادگيري زبان انگليسي را واجب مي نمود. الله داد حافظه خوبي داشت چرا كه با انگيزه بود و فضاي با نظم كار بر روي دكل كه با اندكي جيره روزانه همراه بود او را بيشتر مجذوب مي كرد.
كار خوب و دقيق الله داد مورد توجه ويلسون و ديگر حفاران انگليسي قرار گرفت علاقه آنان به « مالا» نه تنها به دليل كيفيت كار فني او كه بيشتر به واسطه حافظه و استعدادي بود كه در يادگيري زبان انگليسي از خود نشان داد. سالها اقامت و كار در شيراز نيز ره آورد بزرگي براي الله داد داشت. او كليله دمنه، ديوان حافظ، گلستان و بوستان سعدي حتي شاهنامه و مهمتر از همه قرآن کریم و نهج البلاغه را به خوبي فرا گرفته بود و از بر مي خواند.
الله داد در هيچ كاري اهمال نمي كرد. اين ويژگي خاص شخصيتي و شغلي الله داد علاوه بر آن محافظت و مراقبت از ويلسن و شايد نجات جان او پس از گازگرفتگي ناشي از فوران نفت خام، خود عوامل مهمي بود كه مالا به عنوان سركارگر ارتقا يابد و با تعريف يك كد پرسنلي و تعيين حق دستمزد و رديف حقوقي به ميزان ماهانه 90 ريال، به استخدام شركت نفت آنگلو- بختياري در آيد.
الله داد از تابلو و لوگوي شركت رينولدز نيز سخن گفته است؛ تا پيش از تاسيس شركت نفت ايران - انگليس، درست پس از حفر نخستين چاه، يك تابلو كوچك در محل حفاري چاه نخست نصب شد كه بر روي آن نوشته شده بود: The Anglo- Bakhtiari Oil Company و بلافاصله كارت هاي حضور و غياب، شناسايي و كارت هاي ويژه غذا به مهري با همين عنوان ممهور شدند.
به گفته الله داد نامگذاري شركت با اين عنوان موجب شد تا بسياري از بزرگان و خوانين بختياري به انگليسي ها علاقمند شده و براي آنها مهماني و ضيافت هاي ناهار و شام ترتيب دهند. و اين سياستي بود كه گروه دارسي براي جلب حمايت حكومت محلي اتخاذ مي كرد كه كاملا هم موفق بود هرچند درست پس از حفر دومين حلقه چاه در مسجد سليمان نام شركت به شركت نفت ايران - انگليس در سال 1288 تغيير كرد و این خود تاثیر بسزایی در جلب توجه و حمایت حكومت مركزي وخوانین بختیاری از دارسی داشت.
الله داد همچنین از لحظه های موعد پرداخت حقوق کارگران ایرانی اینچنین سخن گفته است؛ یک روز پیش از پرداخت حقوق، اعلان عمومی می شد. کارگران در ساعت مقرر شده مقابل میز آکانتنسي (حسابداری) صف می کشیدند و ژتون دستمزد ماهانه خود را در مقابل امضای یک رسید پرداختی تحویل می گرفتند و آنگاه می توانستند آن را در خزانه آکانتینگ به عنوان پس انداز نگه دارند و یا اینکه حقوق خود را از مسئول صندوق دریافت کنند.
البته حقوق و تسهیلات کارگران ایرانی در مقایسه با آنچه کارکنان انگلیسی و هندی از آن برخوردار بودند وضعیت مناسبی نداشت. کارکنان انگلیسی از دریافت حق بدی آب و هوا، حق مسافرت، حق خرید مشروب و مهمتر حق دوری از وطن علاوه بر دریافت حقوق هفتگی خود برخوردار بودند.
جيره كارگران شامل شكر، روغن، آرد، حبوبات، پارچه اي به نام چيت و لباس كار (بيلرسوت) بود حال آنكه کاركنان انگليسي علاوه بر استفاده از كالا و خواربار بيشتر، برای خرید سبزیجات و میوه جات، سیگار و مشروب، مسافرت، لباسشویی، خرید لوازم ورزشی، پست و تلگراف و حتی هزینه دستمزد مستخدم، ماهانه مبلغي را دريافت مي كردند.
در فيش حقوقي (Statement) یک کارمند و یا کارگر انگليسي شاغل در شركت نفت ايران و انگليس پرداخت هاي عجيبي به چشم مي خورد به گونه ای که آنان ماهانه بیش از 300 پوند برای موارد یاد شده هزینه می کردند.
الله داد عادت داشت براي تكلم و خطابه از اشعار فردوسي و حافظ و سعدي استفاده كند و ضرب المثل هايي از كليله و دمنه بياورد. از سوی دیگر گل نسا همسر الله داد با استفاده از این قابلیت شوی خود، در حفظ قران کریم و برخی ابیات و اشعار شاعران بی بهره نماند.
الله داد و همسرش گل نسا
الله داد به خوبی می توانست در بحث و جدل های تاریخی با انگلیسی ها استفاده از نفت و مشتقات آن را در نزد ایرانیان باستان اثبات کند. او در تایید مباحث خود به اشعار فردوسی استناد می کرد و می گفت:
همي ريخت هر گوهري يك رده چو از خاك تا تيغ گشت اژده
بسي نفت و روغن بياميختند همي بر سر گوهران ريختند
و همچنين
به ميخ و به مس درزها دوختند سوار و تن و باره افروختند
بگردون همي راندند پيش شاه درونش بيا كنده نفت سياه
و نيز
سكندر بديد آن پسند آمدش خردمند را سودمند آمدش
به اسب و به نفت آتش اندر زدند همه هنديان دست بر سر زدند
از آتش بر افروخت نفت سياه بجنبيد از آن كاهنين بد سپاه
الله داد مدام براي انگليسي ها سروده هایی مي خواند و ترجمه مي كرد و از اکتشاف نفت توسط ایرانیان، آگاهی آنان به ارزش آن و اهميت اين ماده حياتي نزد ايرانيان با همكاران خود به مباحثه مي نشست.
از سوی دیگر گل نسا مدیریت خانه را به خوبی انجام می داد و در موفقیت های شغلی الله داد و تلاش برای فراگیری خواندن و نوشتن فرزندان سهم ویژه ای داشت. الله داد حساسیت فوق العاده ای به افزایش سواد فرزندان داشت، آموزش و ادامه تحصیل را از واجبات می دانست.
الله داد در کنار دختر و نوه هایش
فرزند الله داد مهوش از یک خاطره زیبای پدر این چنین سخن می گوید؛ تابستان سال 1326 بود که سی مارک و الکینگتون به همراه دو تن از کارکنان انگلیسی دکل شماره یک، برای تجدید خاطرات و یک مسافرت کوتاه به مسجد سلیمان آمدند. به محض ورود به شهر، از سرایدار بنگله يك خواستند تا الله داد را از ورود آنان و ملاقات با او با خبر کنند. الله داد، سی مارک و الکینگتون روز و شب های پر فراز و نشیب آن روزها را مرور می کنند و آنگاه الله داد از عملکرد بد مسئولان شرکت نفت ایران - انگلیس نسبت به بی توجه ای آنان به اهمیت چاه شماره یک که آن روزها در نزدیکی آن محل اتراق چارپایان و استراحت کاروان های باری و تجاری شده بود، گله مند می شود. الله داد خطاب به سی مارک می گوید: شما با این چاه نفت انگلیس را به بریتانیای کبیر تبدیل کردید و توسعه دادید، در شان و عظمت این چاه نیست که هم اکنون محل اتراق چارپایان در یک فضای مشمئز کننده باشد. سی مارک از الله داد راهکار و پیشنهاد می خواهد که الله داد توصیه می کند چاه شماره یک محصور شده و به محلی برای بازدید (موزه) مسافران و گردشگران تبدیل شود. سی مارک بعد از ظهر همان روز با مدیران شرکت نفت بر اجرای پیشنهاد الله داد تاکید می کند و بعد از چند روز محل اتراق کاروان ها به نقطه دیگری منتقل شده و چهار سوی چاه شماره یک نیز محصور می شود.
و شايد تلاش الله داد بود كه امروز ما مي توانيم آثار تاريخي آن روزها را در موزه نفت مسجد سليمان ببينيم و به تاريخ يكصد ساله صنعت نفت ايران بباليم.
منبع : پایگاه 100 سالگی نفت