تاثير نوسانات قيمت نفت بر بازار فلزات
نفت چگونه قيمت فلزات را تغيير ميدهد؟
محمد حسين بابالو
در اقتصاد قيمت همچون تابعي چند متغيره بوده كه هر متغير بر قيمت تمام شده و قيمت فروش موثر ميباشد.در اين نوشتار سعي بر آن شده تا با بررسي متغير نفت بر قيمت تمام شده يك محصول تخمين كلي از نحوه تغييرات قيمت يك فلز براي آينده داشته و بتوانيم با احتساب يك ضريب خطا تغييرات قيمت را پيشبيني كنيم. .
هميشه دو متغير عرضه و تقاضا بيشترين تاثير را داشته و ميتوان گفت ساير موارد متغيرهاي اين دو تابع است. هميشه حاشيه سود هر توليد فاصله بين قيمت تمام شده و قيمت فروش است كه هدف هر تجارتي است.
درخصوص هزينه تمام شده بايستي هزينه اكتشاف و استخراج، هزينه فرآوري و ذوب، هزينه حمل و نقل و نهايتا هزينههاي فروش و پرميوم را لحاظ كرد.
در اين گزارش مقدار A قيمت در نظر گرفته شده است و عواملي كه وابسته به قيمت نفت است را با B در نظر ميگيريم و 3B=A
در اين بخش به هزينههاي استخراج و تغييرات آن ميپردازيم.
1 - دستمزد كه به مرور زمان افزايش مييابد و با افزايش سطح قيمتها تقاضا براي افزايش اين مورد بالاخص در كشورهاي در حال توسعه فراهم ميگردد. B
2 - سوخت و بالاخص قيمت نفت خام كه با تغييرات آن هزينه تمام شده نيز تغيير ميكند.A
3 - تغيير قيمت ماشينآلات و لوازم يدكي كه تجربه نشان داده غالبا افزايش داشته تا كاهش، البته حجم توليد و راندمان را افزايش داده و رشد افزايش آن با افزايش قيمت نفت تسريع ميگردد.B
4 - سرمايهگذاري اوليه و نقدينگي سيستم كه هر چه بيشتر باشد هزينه توليد كاهش مييابد و شركتهاي بزرگ راحتتر فعاليت ميكنند.
5 - بهره مالكانه، ماليات، تعرفهها و بيمه كه غالبا به نفع توليد و تجارت عمل ميكند تا به ضرر آن.
6 - افزايش سطح دانش جهاني و رشد تكنولوژي سطح هزينهها را كاهش ميدهد.
7 - مديريت كه در كشورهاي توسعه يافته غالبا بالاتر و در كشورهاي در حال توسعه پايينتر ميباشد. در كاهش هزينهها موثر است.
8 - ساير موارد از جمله شرايط آب و هوايي و ....
هزينه فرآوري و ذوب
1 - هزينه سوخت مثل قيمت نفت، گاز طبيعي و زغالسنگ. A
2 - برق مصرفي كه در بسياري از كشورها از جمله ايران و خاورميانه تابعي از قيمت نفت است. B

3 - قيمت اسيد بالاخص بر روي فرآوري روي و مس اكسيدي و سرب و ... كه با توجه به استحصال بخشي از اين ماده از نفت توليد و قيمت افزايش يافته و بالعكس(گراني اسيد تا چند ماه پيش يكي از مشكلات اصلي صنعت روي بود) و ساير موارد از جمله قيمت آب (كه به شرايط آب و هوايي بستگي دارد) و ... B
4 - سرمايه اوليه
5 - تكنولوژي و دستمزد Bهزينه حمل و نقل
1 - سوخت كه تقريبا همان قيمت نفت است.A
2 - تكنولوژي
3 - حجم محمولهها و شرايط بازار حمل و نقل.B
4 - ميزان سرمايهگذاري اوليههزينههاي پرميوم كه با رونق بازار افزايش و با ركود كاهش مييابد. B
نكته ديگر حجم موجودي در انبارها است كه با افزايش آن قيمت كاهش و با كاهش آن قيمت افزايش مييابد. اين مطلب تاثير اصلي بر جو رواني وترس از آينده ميگذارد. نوسانات قيمت مس مويد مشخص آن ميباشد كه در انتها ملاحظه خواهيد نمود.با كاهش قيمت نفت به دليل كاهش هزينهها موجودي افزايش و با افزايش قيمت نفت كاهش مييابد.B
اين مطلب در ركود كمي بياثر و در رونق پررنگ ميگردد؛ همچون فلز روي كه هم اكنون با كاهش حجم موجودي انبارها افزايشي در قيمت ملاحظه نميگردد.موارد موثر در هزينههاي استخراج 8 مورد، فرآوري و ذوب 4 مورد و حمل و نقل نيز 4 مورد بوده كه به علاوه هزينههاي پرميوم برابر 17 مورد ميشود. جمعا Aا3 و Bا7 موجود است، يعني برابر 33/5 مورد در برابر 17 مورد، يعني نزديك به 35/31درصد. اين در شرايطي است كه فقط هزينههاي ذوب گاهي تا 70درصد مستقيما نفت است كه 50درصد لحاظ نمودهايم. با احتساب 15درصد خطا هزينه توليد با احتساب پرميوم آن يعني قيمت تمام شده واقعي حداقل 69/26درصد قيمت نفت ميباشد. يا به عبارت ديگر هر 1درصد تغيير قيمت نفت 2662/0درصد تغيير قيمت و به ازاي 10درصد تغيير قيمت نفت 2درصد تغيير قيمت فلزات. اين در شرايطي است كه در نفت 40 دلار، قيمت مس نزديك به 3000 دلار بود و با نفت 140 دلار به 8600 رسيد.موارد ذكر شده برآيندي سطحي از هزينههاي توليد مواد اوليه بود. نكته ديگر كه در قيمت و بالاخص در حاشيه سود توليدكنندگان اثر گذار ميباشد، ميزان تقاضاست كه منحني عرضه و تقاضا هميشه يكي از درسهاي مهم اقتصاد كلان است. ميزان تقاضا به موارد مهم و گستردهاي وابسته است از جمله سطح معيشت و درآمد افراد و نقدينگي، رونق يا ركود جهاني، سطح توسعه يافتگي و رشد اقتصادي، جو رواني و مسائل سياسي اجتماعي و ... .
سطح رفاه و درآمد جامعه در قدرت خريد تاثير بسزايي دارد. همان طور كه ميدانيد يكي از دلايل اصلي افزايش قيمتها رشد مصرف چين بوده كه متناسب با رشد اقتصادي آن افزايش يافت. هماكنون و با توجه به كاهش حداقل 3درصد رشد اقتصادي اين كشور و اين نكته كه كاهش رشد اقتصادي در كاهش رشد مصرف بسيار موثر است، همچنين سرمايهگذاريهاي كلان بر توليد مواد اوليه بيش از ميزان مصرف بايستي منتظر كاهش تقاضا باشيم. با توجه به كاهش قيمت نفت هزينههاي توليد نيز كاهش يافته كه به كاهش بيشتر قيمتها بسيار كمك خواهد كرد.

خصوص شرايط رواني وترس از آينده بايستي گفت كه بسيار پيچيده بوده و بهتر است جامعه شناسان و سياسيون به اين مطلب پاسخ دهند تا اقتصاددانان و مهندسان. اما بايد گفت كهترس و طمع جامعه در كنار عدم آگاهي در اين بين نقش اساسي دارد. بهترين حالت براي مقابله و گاهي جهت دهي اين شرايط، رسانههاي گروهي و اطلاعرساني دولتها است كه ميتواند مفيد و گاهي كاملا مضر بوده و جهت دهي رواني جامعه را به سمتي خاص سوق دهد. ترس در گذشته و طمع در حال حاضر اهميت داشته و براي مثال قحطي نان در گذشته و طمع افزايش ثروت در كنار نقدينگي موثر است.
نوسان قيمت نفت در 5 سال گذشته با توجه به تغييرات قيمت نفت و شيب نهايي آن روال افزايشي قيمت فلزات كاملا منطقي و قابل توجيه است. كاهش 55درصدي قيمت نفت حداقل 13درصد در كاهش هزينه توليد موثر خواهد بود.
در مطالب آتي به تحليل و بررسي تك تك فلزات پايه خواهيم پرداخت.
منحني عرضه و تقاضا متاسفانه جهتدهي به سمت نفت گران و ترس از افزايش آن همچون يك بيماري همه گير شد و قيمت نفت را افزايش داد. با توجه به تاثير بالاي قيمت نفت بر قيمت تمام شده فلزات شاهد رشد افسارگسيخته آن بوده تا جايي كه ديگر غالب خريداران نهايي و كم توان كه توان انتقال تورم را به گروههاي بعدي ندارند قدرت خريد خود را ازدست دادند و رونق به ركود بدل شد.همچنين كاهش موجودي انبارها از مواد اوليه نيز در اين بين بيتاثير نبوده و به افزايش قيمت در گذشته كمك شايان توجهي نمود.
روزنامه دنیای اقتصاد ۱۸/۸/۱۳۸۷